امالبنین فرزند حِزام بن خالد یا حرام بن خالد از قبیله بنی کلاب[۱] و لیلی یا ثمامه دختر سهل بن عامر بن مالک است.[۲]
از تاریخ وفات امالبنین اطلاع دقیقی در دست نیست. گفته شده او در ۱۳ جمادیالثانی ۶۴ق از دنیا رفته و در بقیع دفن شده است.[۳] برخی نیز وفات او را در ۱۸ جمادیالثانی ۶۴ق دانستهاند.[۴] برخی مدعی شدهاند که برای زنده بودن امالبنین پس از واقعه کربلا دلیل مستندی وجود ندارد.[۵]
ازدواج با حضرت علی(ع)
پس از شهادت حضرت فاطمه(س)، امام علی(ع) با برادرش عقیل که در نسبشناسی عرب خبره بود، درباره انتخاب همسری که اصیل باشد و فرزندانی دلیر و جنگاور بیاورد، مشورت کرد. عقیل، فاطمه بنت حزام را پیشنهاد کرد و علی(ع) با او ازدواج کرد.[۶] درباره اینکه او بعد از حضرت فاطمه(س) همسر دوم یا سوم امام علی بوده است اختلاف وجود دارد.[۷] گفته شده، امالبنین پیش از ازدواج با حضرت علی(ع)، با شخص دیگری ازدواج نکرده بود.[۸]
بر اساس برخی نقلهای تاریخی امام علی(ع) بعد از شهادت حضرت فاطمه(س) با امامه نوه پیامبر(ص) و دختر زینب ازدواج کرد.[۹] و برخی نیز بر اساس روایتی از امام صادق(ع) معتقدند که امالبنین اولین همسر امام بعد از حضرت فاطمه(س) بوده است.[۱۰] برخی معتقدند بر اساس اینکه اولین فرزند امالبنین در سال ۲۶ ق به دنیا آمده است ازدواج امام علی(ع) با امالبنین قبل از سال ۲۳ هجری بوده است، اما برخی دیگر سال ازدواج آنها را ۱۳ یا ۱۶ قمری میدانند چرا که بین ازدواج آنها و تولد حضرت عباس(ع) بزرگترین فرزندشان ۱۰ سال فاصله بوده است.[۱۱]
گفته شده پس از گذشت مدتی از ازدواجشان، امالبنین به امام علی(ع) پیشنهاد کرد او را به نام اصلیاش که فاطمه بود، صدا نزند، تا حسنین(ع) با شنیدن نام فاطمه به یاد مادرشان نیفتند. از این رو امام علی(ع) او را امالبنین [مادر پسران] نامید.[۱۲]
امالبنین چهار پسر به نامهای عباس، عبدالله، جعفر و عثمان به دنیا آورد. هر چهار فرزند او در واقعه کربلا به شهادت رسیدند.[۱۳]
ام البنین بعد از واقعه کربلا
امالبنین در واقعه کربلا حضور نداشت. هنگامی که کاروان اسیران کربلا وارد مدینه شد، اما هنگامی که از شهادت فرزندانش باخبر شد؛ از سرنوشت امام حسین(ع) پرسید. و وقتی که خبر شهادت امام حسین(ع) را هم شنید. گفت: «ای کاش فرزندانم و تمامی آنچه در زمین است فدای حسین میشد و او زنده میماند.» این سخنِ او را برخی دلیل دلدادگی عمیق او به اهل بیت و امام حسین(ع) دانستهاند.[۱۴]
جایگاه قبرها در بقیع
سوگواری ام البنین برای فرزندان
ام البنین پس از باخبر شدن از شهادت فرزندانش، هر روز با نوهاش عبیدالله (فرزند عباس) به قبرستان بقیع میرفت و در آنجا اشعاری که خود سروده بود، میخواند و میگریست. اهل مدینه گرد او جمع میشدند و همراه او گریه میکردند، گفته شده که مروان بن حکم یکی از حاکمان مدینه، نیز با آنان همراه میشد.[۱۵]
ام البنین را ادیب و شاعری فصیح و اهل فضل و دانش دانستهاند[۱۶] که در رثای حضرت عباس این اشعار را سروده بود و میخواند:
یا من رَاَی العباس کرّ
علی جماهیر النقد
و وراه من ابناء حیدر
کل لیث ذی لبد
انبئت اَنّ ابنی اصیب
براسه مقطوع ید
ویلی علی شبلی اما
ل براسه ضرب العمد
لو کان سیفک فی ید
یک لما دنا منه احد[۱۷]
«ای کسی که عباس را دیدی که بر دشمن حمله میکرد و فرزندان حضرت علی(ع) پشت سر او بودند. میگویند دست فرزندم قطع شده و بر سرش عمود فرود آمده. اگر شمشیرت را در دست داشتی کسی به تو نزدیک نمیشد»[۱۸]
جایگاه ام البنین نزد شیعیان
مزار ام البنین در قبرستان بقیع
عالمان شیعه شجاعت، فصاحت و علاقه ام البنین به اهل بیت بهویژه امام حسین(ع) را ستوده و از او به نیکی و بزرگی یاد کردهاند.[۱۹] به گفته شهید ثانی و مقرم ام البنین نسبت به خاندان پیامبر، محبت شدیدی داشت و خود را وقف خدمت به آنان کرده بود. اهل بیت نیز برای او احترام ویژه قائل بودند و در روزهای عید، نزد او میرفتند.[۲۰] باقر شریف قرشی نیز گفته است در تاریخ زنی همچون ام البنین دیده نشده که نسبت به فرزندان هووی خود محبتی خالصانه ورزد و آنان را بر فرزندان خویش مقدم بدارد.[۲۱]
سید محمود حسینی شاهرودی (متوفی ۱۳۹۴ق) از مراجع تقلید شیعه گفته است من در مشکلات، برای ام البنین صد مرتبه صلوات میفرستم و حاجت میگیرم.[۲۲] برخی گزارش کردهاند که ام البنین در میان زنان شیعه جایگاه ویژهای دارد، زنان ایرانی برای برآورده شدن حاجات خود و همچنین برای بالا بردن نیروی شکیبایی و تحمل مصائب به او متوسل شده و سفرههای نذری به نام او برگزار میکنند.[۲۳] همچنین در برخی از مناطق شیعی سفرههایی با نام «سفره مادر حضرت ابوالفضل» یا «سفره ام البنین» مرسوم است.[۲۴]
تکنگاری
الـعـجـل آقا ( عج )
نامه ام تنها یک کلمه بود
آن هم :
بیا…
به امضا که رسیدم
یاد همان نامه ی معروف کوفیان به امام زمانشان
دستانم را بدجور لرزاند !
آقاجان شرمنده ام
?اللهم عجل لولیک الفرج?
شما هم به مجلس عزاداری فاطمی دعوتید
فاطمه جان، سنگها بر سوگ تو ندبه میخوانند؛ در غروبی که شاخهات را شکسته بودند
سخنران: جناب حجت الاسلام والمسلمین دکتر نادری
مداح: سرکار خانم غلامیان
زمان:7 بهمن1398
مکان : مرکز تخصصی معصومیه سلام الله علیها شهرکرد
جای خالی یاس »
فاطمه جان، سنگها بر سوگ تو ندبه میخوانند؛ در غروبی که شاخهات را شکسته بودند.
امشب، جای پای دوست، در خانه خالی است و ترنم مهربانی، بیحدیث حضور او، خاموش است.
… علی، شبانه یاس میکارد! شبانه، داغ دلش را به خاک میگوید؛ اگرچه فردا صبح، از سمت خانه همسایه بوی نان آید.
دوباره بغض حسن با حسین میگیرد.
و جای خالیِ مادر به خانه میپیچد.
کجاست فاطمه امشب؟ کجاست بانوی نور؟