لعنتیا چطوری با دلار ۱۹ تومنی شوخی میکنید؟
من از ۱۳ تومن به بعد، دیگه شوخیم نیومد???♂
❓مسئله 584: اگه موقع نماز جمعه و جماعت، وقتی که جا نیست، از روزنامهاى بهعنوان زیرانداز استفاده کنیم كه اسم خدا توش نوشته شده، حکمش چیه؟
? همه مراجع: نباید روی چيزى نماز خوند كه وایسادن و نشستن روی اون حرومه؛ مثل روزنامه يا فرشى كه اسم خدا روی اون نوشته شده باشه.
?توضيحالمسائل مراجع، م883؛ نورى، توضيحالمسائل، م884؛ وحيد، توضيحالمسائل، م892؛ دفتر: خامنهاى.
? منبع: پرسمان احکام.
⬅️ احکام به زبان خیلی ساده
⁉️دیدی یهنفر وقتی میخواد حرفش رو بااهمیت جلوه بده، هِی قسم میخوره؟!
به پیر، به پیغمبر، به خدا، به قرآن و… .
قرآن هم وقتی میخواد یه موضوعی رو بااهمیت جلوه بده، پشتسر هم قسم میخوره.
⁉️حالا میدونی بیشترین قسمهای قرآنی توی کدوم سوره است؟
? سوره شمس؛ یازده قسم پشتسر هم که بیشترین رکوردِ قسم در یک سوره رو داره:
1⃣ واَلشَّمْسِ وَ ضُحٰاهٰا
2⃣ واَلْقَمَرِ إِذٰا تَلاٰهٰا
3⃣ واَلنَّهٰارِ إِذٰا جَلاّٰهٰا
4⃣ واَللَّیْلِ إِذٰا یَغْشٰاهٰا
*☜ قسم به خورشید و ماه
*☜ قسم به زمین و آسمون
*☜ قسم به شب و روز
*☜ قسم به…
⁉️حالا فکر میکنی قرآن بعد از اینهمه قسم، میخواد چه مطلب مهمی رو بگه؟!
قبل از اینکه جواب رو ببینی، یهخرده فکر کن.
- فکر میکنی چه موضوع مهمیه؟!
قرآن بعد از یازدهتا قسم میگه:
?«قدْ أَفْلَحَ مَنْ زَکّٰاهٰا؛ به همه اینها قسم که هر کس نفس خودش رو تزکیه کرد، رستگار شد»(سوره شمس، آیه ۹).
بعد سراغ گروه مخالفش هم میره و میگه:
?«و قَدْ خٰابَ مَنْ دَسّٰاهٰا؛ و هر کس هم که نفس خودش رو با معصیت و گناه آلوده کرد، نومید و محروم شد»(سوره شمس، آیه ۱۰).
? پس دقت کنیم؛ قرآن اینهمه قسم خورده تا ما باور کنیم که تنها راه رستگاری ما، تزکیه و خودسازی و دوری از گناه و معصیت است.
آیت اللَّه مرعشی فرمود: «روزگاری مشکلات فراوانی داشتم، از جمله آن که می خواستم دخترم را شوهر دهم ولی مال و ثروتی نداشتم تا برای دخترم جهیزیه تهیه کنم، با ناراحتی به حرم حضرت فاطمه معصومه علیها السلام رفته و با عتاب و خطاب، در حالی که اشکهایم سرازیر بود، گفتم: ای سیده و مولای من، چرا نسبت به امر زندگی ام اهمیتی نمی دهی؟ من چگونه با این بی مالی و بی چیزی دخترم را شوهر دهم؟ سپس با دلی شکسته به منزل بازگشتم. در این حال حالت غشوه ای مرا فرا گرفت و در همان حال شنیدم کسی در می زند. رفتم پشت در و آن را باز کردم. شخصی را دیدم که پشت در ایستاده، وقتی مرا دید گفت: سیده تو را می طلبد، با عجله به حرم رفتم و چون به صحن شریف آن حضرت رسیدم، چند کنیز را دیدم که مشغول تمییز کردن ایوان طلا هستند. از سبب آن پرسیدم.
گفتند: هم اکنون سیده می آید. پس از اندکی حضرت فاطمه معصومه علیها السلام آمد، آن بزرگوار در شکل و شمایل چون مادرم فاطمه زهرا علیها السلام بود «چون جدّه ام فاطمه زهرا علیها السلام را سه بار پیش از آن در خواب دیده بودم و می شناختم.» به نزد عمه ام رفته و دست وی را بوسیدم. آن گاه آن حضرت به من فرمود: ای شهاب! کی ما به فکر تو نبوده ایم که ما را مورد عتاب قرار داده و از دست ما شاکی هستی؟ تو از زمانی که به قم وارد شدی، زیر نظر و مورد عنایت ما بوده ای. در این حال از خواب بیدار شدم و چون دانستم که نسبت به حضرت معصومه علیها السلام اسائه ادب کرده ام. فوراً برای عذرخواهی به حرم شریف رفتم. پس از آن حاجتم برآورده شد و در کارم گشایشی صورت گرفت.»(پاک نیا، عبدالکریم؛ خاطرات ماندگار از خوبان روزگار، ص: 141)