اهمیت صحیفه سجادیه از آنجاست که امام معصومی همچون حضرت سجاد علیه السلام با خدای خویش با این دعاها راز و نیاز و نیایش می کرده است . صحیفه، که از آن به «زبور آل محمد» نیز یاد می کنند، هم از نظر گوینده و هم از نظر مخاطب (که پروردگار است) از ویژگی خاصی برخوردار است . علاوه بر محتوای عمیق و مضامین متعالی که در این دعاها نهفته است، از نظر سند نیز از استحکام خاصی برخوردار است .
کتب دعا بسیار است و دعاهای رایج و منقول هم فراوان; ولی دعاهایی که دارای سند محکم باشد و یقینا از زبان معصوم تراویده باشد، سندیت بیشتری دارد و مضامین آن هم دلنشین تر خواهد بود .
علمای شیعه در طول قرون، کتب متعددی تالیف کرده اند که حاوی ادعیه گوناگون برای ساعات و ایام و مواقع مختلف است; از قبیل «اقبال » سید بن طاووس، «البلد الامین » کفعمی، «جمال الاسبوع » سید بن طاووس، «الدعوات » قطب راوندی، «عدة الداعی » ابن فهد حلی، «المصباح » کفعمی، «مفتاح الفلاح » شیخ بهایی و «مفاتیح الجنان » محدث قمی .
اما «صحیفه سجادیه » در این میان جایگاه خاصی دارد . فصاحت و بلاغت و عمق معانی آن درخور دقت است . سند آن بسیار معتبر می باشد و اهل بیت عصمت، پیوسته مواظبت و مراقبت از این کتاب را - که میراث ارزشمند امام زین العابدین علیه السلام است - به دیگران توصیه می کردند . در کتاب های مبسوط، درباره سلسله سند این دعاها، بحث های کارشناسی و علمی دقیقی انجام گرفته است که در این مختصر نمی گنجد .
3 . نگاهی به محتوای صحیفه
دوره حیات امام سجاد علیه السلام، یکی از سخت ترین و خفقان بارترین دوره ها برای اهل بیت و ائمه علیهم السلام بود و محدودیت های بسیاری از سوی امویان برای امامان شیعه اعمال می شد . از این رو برای امام سجاد علیه السلام زمینه دایر کردن جلسات بحث و تفسیر و فقه و علوم دیگر میسر نبود .
آن حضرت، بسیاری از معارف ناب اسلامی را در قالب دعاهای صحیفه بیان داشته است . از این رو می بینیم که در دعاهای این کتاب، ظریف ترین مباحث خداشناسی، هستی شناسی، عالم غیب و فرشتگان، رسالت انبیا، جایگاه پیامبر و اهل بیت علیهم السلام، فضایل و رذایل اخلاقی، حالات خاص انسان، شیوه های شیطان در گمراه ساختن مردم، گرامیداشت اعیاد و یوم الله های مختلف، مسائل اجتماعی و اقتصادی، اشارات تاریخی و سیره، توجه دادن به مظاهر قدرت پروردگار، یادآوری نعمت های مختلف خداوند و وظیفه شکر و سپاس، آیات آفاقی و انفسی پروردگار، ادب و آداب دعا، تلاوت، ذکر، نماز و عبادت و … دهها موضوع مهم دیگر مطرح است . قالب، قالب دعا و نیایش است ولی مضمون، تبیین دین و ارزش های اخلاقی و معارف قرآنی و وظایف عبادی و آداب بندگی است .
صحیفه سجادیه، حاوی 54 دعاست . برخی از دعاها بلند و مفصل است و برخی دیگر نسبتا کوتاه تر .
مناسبت ها و جایگاه ها و مواقع خواندن این دعاها، در فهرست صحیفه سجادیه آمده است و می توانید مراجعه کنید . برخی از عناوین این دعاها از این قرار است:
دعا در ستایش خداوند، حاملان عرش و فرشتگان، دعا برای خود و خویشاوندان، دعا در سختی ها و رنج ها، برای پناه بردن به خدا، آمرزش خواهی، اقرار به گناهان، طلب حاجت، هنگام بیماری، پناه بردن به خدا از شیطان، مکارم اخلاق، برای تندرستی، برای پدر و مادر و فرزندان، برای همسایگان و دوستان، دعا برای مرزداران، برای توبه، هنگام تنگی رزق، هنگام شنیدن صدای رعد، هنگام دیدن ماه نو، هنگام فرا رسیدن یا سپری شدن ماه رمضان، روز عید فطر و عرفه، دعای ختم قرآن و …
این گونه بهره گیری از مناسبت ها، سراسر زمان و فرصت های یک مسلمان نیایشگر و اهل انس با خدا را می پوشاند; زیرا برای هر لحظه و موقعیتی، دستورالعملی برای نیایش به درگاه خداوند وجود دارد .
درد نام دیگر من است
شاعر: قیصر امین پور
دردهای من
جامه نیستند
تا ز تن در آورم
چامه و چکامه نیستند
تا به رشته ی سخن درآورم
نعره نیستند
تا ز نای جان بر آورم
دردهای من نگفتنی
دردهای من نهفتنی است
دردهای من
گرچه مثل دردهای مردم زمانه نیست
درد مردم زمانه است
مردمی که چین پوستینشان
مردمی که رنگ روی آستینشان
مردمی که نامهایشان
جلد کهنه ی شناسنامه هایشان
درد می کند
من ولی تمام استخوان بودنم
لحظه های ساده ی سرودنم
درد می کند
انحنای روح من
شانه های خسته ی غرور من
تکیه گاه بی پناهی دلم شکسته است
کتف گریه های بی بهانه ام
بازوان حس شاعرانه ام
زخم خورده است
دردهای پوستی کجا؟
درد دوستی کجا؟
این سماجت عجیب
پافشاری شگفت دردهاست
دردهای آشنا
دردهای بومی غریب
دردهای خانگی
دردهای کهنه ی لجوج
اولین قلم
حرف حرف درد را
در دلم نوشته است
دست سرنوشت
خون درد را
با گلم سرشته است
پس چگونه سرنوشت ناگزیر خویش را رها کنم؟
درد
رنگ و بوی غنچه ی دل است
پس چگونه من
رنگ و بوی غنچه را ز برگهای تو به توی آن جدا کنم؟
دفتر مرا
دست درد می زند ورق
شعر تازه ی مرا
درد گفته است
درد هم شنفته است
پس در این میانه من
از چه حرف می زنم؟
درد، حرف نیست
درد، نام دیگر من است
من چگونه خویش را صدا کنم؟